تبليغاتX
آموزش آهنگسازي - میکس

آموزش آهنگسازي - میکس

خوش آمدید

۲۳ سالم شد و من از امروز به امیر ارسلان نامدار فکر می کنم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 20:47 توسط امی مسیح| |
زياد مي نوشت وزياد هم حرف مي زند تا اين ساسنورچي ها ، قصد تلافي را كردند ؛ به روز قبل از برگشتن به خانه اش ريختد وتمامي نوشته ها وكتاب هايش را به آتش كشيدند، بيچاره يك عمر زحمت نويسنده  را با  كاغذ سوزي از بين بردند.

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 18:38 توسط امی مسیح| |
آمدم با دفتری سفید که قلمش را مادرم به دست داد بنویس الف مثل امیر ُ ب مثل باسواد می مثل می شود .

خنده و سرمست در حیاط خانه ُ خاک بازی تا دوچرخه سواری ُ زمین های خاکی جنت آباد وباغ فیض و باهنر و توپ ۴۰ تیکه .

 آن شب های زیبای برفی خنده ومستی من را  دوبرابر می کرد .

عاشق پازل بازی بودم و قتی چهره رابین هود کنار هم می زاشتم تا شخصیت وقهرمان محوری اش تو خود داشته باشم با شیطنت کودکانه همه را متحیر وخندان می کردم ُِ می میرد دوست حسودم که شور دارد ونشاطی این ورجک سحر آمیز.

به سن ۱۱ سالگی  درد و ناراحتی .... به سراغم امد وتا قبل دوران بلوغ  باید عمل می شدم وچرا شد که گویم حیف با مزه حسرت ُ « دوستان خوب ونارنجی ونارنج ونارنگی که .... عطر تازگیشان محله را بر می داشتندُ باید خداحافظیشان می کردم ُ خداحافظ رفیق من .

من جراحی کردم ویک ماه درد در بدن بود ُ بود وامروز با گذشت چند سالی آن درد لعنتی راحس می کنم

۱۷سالگی وآن کابوس و..... همه مهربان شده بودند با من حتی آقا چنگیز قصاب که دوست داشت گوشت من کباب کنه دلش نیومد گوشت پسرشو کباب کرد .

وقبولی در دانشگاه بابا ایول .......

وعاشق شدن

گفتم برو دختر برو دختر ُ دوست باش با من و من با تو دوست خواهم بود وگوش نمی کرد وحالو می کرد مسخره می کرد.

آرزوهای من نصفشان مرده تا روزی که ارداه کنم واین فردای خاموش را روشن کنم ُ نمی دانم با کبریت ویا مشعل ولی این بار خودم  روشن خواهم کرد ولی نا با آتش زدن به دست دیگران . 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:0 توسط امی مسیح| |
هیچکس رو در باب عشق  نمی شناسم  از امروز واز این گذشته را به فراموشی سپردم     ُبه  دومیلیون دقیقه  سکوت احتیاج دارم  .

نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 22:0 توسط امی مسیح| |
طبق عادت هر ماه باید پول تو جیبی هامو بشمارم وخرده از درشت جدا کنم ُ اما یه دفعه تو شمارش

یه سکه ۲۵ تومنی که از وسط سوراخ شده دیدم ُ  که تا حالا ندیدم ُاین سکه از کجا اومده بود نمیدونم اما نیمه وجودی خودمو تو این سکه دیدم ُ دیدم که من خودمو دوست نداشتم و خیلی برای دیگران عزیز می شدم ( اگه عزیز خودت باشی میشی ربع ُ نیم و تمام )

کاشکی من هم یه سکه ۲۵ تومانی سالم بودم که دست به دست همه می چرخیدم اما وسطم سوراخ نمی کردن ُ به راستی که ارزش خودم پاییین اوردم ُ من یه عمر در فراموشی به سر می برم تازه از ته قلک انداختنم بیرون !؟

 

نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:52 توسط امی مسیح| |

غرور هديه شيطان بود كه در جواني نصيبم شد وعشق هديه خداوند كه ان را نگرفتم

نه تو زنده هستی مادر ُ این من هستم که در این دنیا مردم


سلام خدمت همه دوستان بازدید کننده از این وبلاگ که بانظرات پرمهر شون به ما دلگرمی میدن

تصمیم گرفتم آدرس بهار من۲  که اس ام اس +عکس +کلیپ ها +آهنگ ها+ ‍‍‍... که شما دوست دارید بزارم ُ فقط رفتید نظر فراموش نشه  ؛هر روز آپ میشه  بهار من ۲ 

البته وب آهنگسازی ( همین وبلاگ) من هفته یکبار ُ بیشتر آپ نمیشه  چون وقت نمی کنم  .

آدرس ورود شهرفرنگ

http://shahrehfarangeh.persianblog.ir/

نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 15:16 توسط امی مسیح| |
گفتند وگفتند ومی گفتند همه فتنه ها زیر سر اوست .

گفتند وگفتند ومی گفتند که او  را به ناموس بازی و هرزگریست .

گفتند وگفتند ومی گفتند که شناسنامه ندارد وبی هویت است.

گفتند وگفتند ومی گفتند که با هر حوری دلربا سر وسری دارد و می چرخد به روز گار .

گفتند ومی گفتند رفیقان نقابدار .................................................................


واما شما گفته های کم گفتنی دریغ از همان نگاه بی آبروی من به شما که فرار از بی آبرویی شما دارم ُ

شما که جای دوستی را باعشق فرق می نهید ُ شما که بی خیال صبح را به شب وشب رابه صبح

 می رسانید ُ همان بهتر که گفته های خود را بگمانید به من وامثال من که خدا هر که را به اندازه اش دوست دارد.

من همه شما را دوست دارم وبا شما را در همین حد به غیبت و زیر آبزینی به من اکتفا می کنم ُ باشد آن که لایق عشقم باشد انتخاب کنم ُ اگر خدا منان  عمری دراز دهد .

نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 12:19 توسط امی مسیح| |
من بهونه به دست هیچکس نمیدم ُ این که بیدار بشی و ببینی کجای زندگی هستی خیلی مهمه .

به نظر من زندگی نه چرت هست ونه سخت اما خودما چرت بازی در میارم ُ دیگه هیچ بهونه رنگینی ندارم تا  عاشق  کسی بشم یا بخواد به عشق ومن  بخنده و .......

                                      خداحافظ بهونه های رنگین

نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 19:52 توسط امی مسیح| |

شهره معاونیان  خواننده ایی هست که  صدای خوبی داره و بر خلاف اکثر خوانندگان زن ایرانی، روی گام ومدولاسیون بیت می خونه .

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 23:49 توسط امی مسیح| |
وقتی دردریای بی ر حم زندگی مشغول دست وپاز زدن هستم  ُ تو از آدم در حال غرق شده چه انتظاری داری ؟

عشق <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

تو را دوست دارم وبه دست خدا می سپارم ُ برو ودیگر سراغ من نیا اگه واقعا دوستم داشتی وداری

نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 0:48 توسط امی مسیح| |